شوری در سر...شوقی در دل...
امشب در سر شوری دارم....
وای خدایا....
قلبم طاقت شنیدنش رو نداشت،تا چند دقیقه درد خفیف داشت...
منم راهی ام...
از نجف تا خاک پای تو...
زائری که خادم زائران توست...در اوج ناباوری....
وای ارباب...من دیگه چی بخوام از خدا؟؟؟...
دیگه بهشت کجای این عالمه با جنون و حبّ امیرالمومنین(ع) و اربابم حسین(ع)....
اگر دیوونگی اینه،خدا ان شاالله همه رو دیوونه کنه....
از عشق تو قالب تهی کردنم آرزوست....

"حب الحسین سر الاسرار شهداست...."
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۴ ساعت 23:32 توسط شڪسته بـــال
|
«ای خوشا زخود رفتن مست خلسه ای خونین